close
تبلیغات در اینترنت
برداشت از شعر دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد

اين پنجره صرفا براي تامين منابع مالي وبلاگ ايجاد شده است !

با کليک روي دکمه × یا دکمه بستن آنرا ببنديد

به وبلاگ من خوش آمديد

loading...
سرویس سایت سایت رزبلاگ بزرگترین سرویس ارائه خدمات سایت نویسی حرفه ای در ایران

گوگل 17

            دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد - شعرفارسی www.sherfarsi.ir/sadi/دیدار-یار-غایب-دانی-چه-ذوق-دارد   غزل دیداریارغایب دانی چه ذوق دارد به همره معنی روان این شعر سعدی. ... پیغام می‌رسد که یاری قدیمی قصد دیدار دارد. سعدی از این خبر شگفت‌زده ... یک برداشت از این شعر:.   انشا درباره شعر دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد - نکس لود nexload.ir › مطالب سایت › انشا   معنی انشا…

..

اگر مطلبی از سایت شما کپی شده است حتما اطلاع دهید

به سرعت پیگیری میشود

از این لینک : ارتباط با مدیر

...

*** متاسفانه برخی از مطالب سایت حذف شدند ***


برداشت از شعر دیدار یار غایب دانی چه ذوق داردبرداشت از شعر دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد

برداشت از شعر دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد

برداشت از شعر دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد

برداشت از شعر دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد

 

مقدمه: همیشه ادمهایی که فراموششون کردیم و فراموشمون کردند،یهو یه جایی وارد زندگیمان می شوند که حتی فکرش را نمی کردیم اینجور ادمها می شوند فرشته ی نجات فرشته ی نجاتی که دقیقا تویه لحظه ی سقوط دستمونو می گیرند و بالامون می کشن

 

تنه ی انشا:توی راهرو بیمارستان قدم می زدم و از سر ناچاری ازاین سمت به سمت دیگر راه می رفتم تا لحظات سخت زودتر بگذرند.مادرم در بیمارستان بستری بود ،هیچکس را نداشتم تا کمکم کند یا حتی از سر بی کسی و تنهایی دستم را بگیرد.ناراحت و افسرده در گوشه ایی کز کرده بودم که ناگهان دستی روی شانه ام نشست.سرم را که برگرداندم جوان هم سن و سال خودم را دیدم .باصدای دلنشینی گفت:سلام رفیق منو یادت نیست؟

 

بااین حرف پرت شدم به گذشته به روزهای خوب کودکی۱روز اول مدرسه بابهترین دوست ان روزم.به روزهای بعداز ان که باهمان دوست خوب رقم زده شد اما یهو دوستم به دلیل شغل پدرش از مدرسه رفتند و من ماندم و باز هم تنهایی و حالا بعد ازهشت سال همان دوست خوب ،روبرویم بود و دستان گرمش تکیه گاه بی کسیمخ شده بود.ان لحظه دوستم مانند فرشته ی نجات مرا در اغوش گرفت و مرا از تنهایی دراورد.برحسب اتفاق ان روز ان هم در ان بیمارستان بیماری داشت و مرا دیده بود و شناخته بود .چه خوب بود ان لحظه ها که دلم گرم بود که کسی را کنارم دارم.ان لحظه دوستم مانند اب بارانی بود که بر لب تشنه ی اب ندیده ی من چکیده شد و مرا نجات داد.شاید در ظاهر کار خاصی انجام نداد اما همین که کسی را داشتم تا دلداریم دهد و با حرف های خوب و قشنگ از ان فضا مرا دور کرد و مرا به ارامش دعوت کرد ،خو.دش دنیایی از عشق بود و عشق

 

نتیجه گیری: معجزه ها گاهی کوچکندو گاهی خیلی بزرگ.مهم این است که کدام یک ازان ها زندگی باطنی را به انسان بازگرداند.

http://nexload.ir/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%D8%AA%D8%B4%D9%86%D9%87%E2%80%8C-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AF/

ادامه مطلب
بازدید : 128 تاریخ : 10 / 09 / 1397 زمان : 20:57 نویسنده : حسین نظرات ()
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

آمار سایت
  • کل مطالب : 392
  • کل نظرات : 11
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 83
  • آی پی دیروز : 92
  • بازدید امروز : 496
  • باردید دیروز : 373
  • گوگل امروز : 49
  • گوگل دیروز : 33
  • بازدید هفته : 496
  • بازدید ماه : 7,818
  • بازدید سال : 7,818
  • بازدید کلی : 345,433